تبليغاتX
غم دوست

غم دوست

...بهشت منزل است نه مقصد

·         فعاليت‌هاي فرهنگي مربوط به اين موسيقي‌ها در داخل كشور

كتاب:

در داخل كشور از حدود سال 1375 تا به حال ده‌ها كتاب كه عموما به صورت متن اشعار گروه‌هاي معروف همراه با ترجمه آنها مي‌باشند، به چاپ رسيده است. در كنار آنها ده‌ها نشريه نيز غافل از گرايشات اعتقادي و خصوصيات اخلاقي اين گروه‌ها اقدام به چاپ شعر يا مصاحبه از اين گروه‌ها كرده‌اند. البته كتاب‌هايي نيز با موضوع آموزش نواختن انواع سازهاي اين نوع موسيقي‌ها در كشور مجوز گرفته و چاپ شده است.

در متن اين كتاب‌ها، اشعاري با موضوعات ضد دين، خشونت، سكس و ... موج مي‌زند. در اين كتاب‌ها، نويسندگان با چاپ بيوگرافي و تصاويري از اعضاي گروه يا مصاحبه با آنها اقدام به تبليغ گروه‌هاي موسيقي كرده‌اند.

حتي در يكي از اين كتاب‌ها، نويسنده پاي خود را فراتر گذاشته و اقدام به چاپ علائم خاص كليساي شيطان روي جلد كتاب خود كرده است.

در صفحات مقدمه عموم اين كتاب‌ها سعي شده اين نكته بيان شود كه گروهي كه كتاب درباره آن نوشته شده، گرايشات ضد آمريكايي و مخالف با صهيونيسم داشته است و اين در حالي است كه عموم اين گروه‌ها آنارشيست و اصلا با هر حكومت و دولتي مخالف هستند.

تنها تعداد كمي از اين كتاب‌ها و نشريات بعد از چاپ توقيف شده‌اند يا اجازه چاپ مجدد آنها لغو شده است.

در مورد تعداد كتاب‌هاي چاپ شده با اين مضامين در ايران مي‌توان بيش از 50 جلد كتاب را تخمين زد. البته بعضي از گروه‌هاي تحقيقاتي تعداد كتاب‌هاي چاپ شده در اين زمينه را تا 200 عنوان نيز بيان كرده‌اند.

در كشور معمولا انتشارات خاصي اقدام به چاپ اين‌گونه كتاب‌ها مي‌كنند، به‌شكلي كه در مورد چاپ آنها مي‌توان تنها چند انتشارات خاص را نام برد.

اگر بخواهيم بيشتر در مورد گذشته چاپ اين كتاب‌ها صحبت كنيم جالب است بگوييم اين كتاب‌ها هر ساله از طريق انتشارات مربوط در نمايشگاه بين‌المللي كتاب به فروش مي‌رفتند و موجي از مخاطبان خود را به نمايشگاه مي‌كشاندند.

جالب‌تر آن‌كه دكوراسيون غرفه‌ها نيز مانند محتوا و جلد كتاب‌ها با رنگ‌هاي سياه و سرخ طراحي مي‌شدند.

در غرفه‌ها پوستر خواننده و گروهي كه كتاب درباره آن چاپ شده بود به عنوان هديه به خريداران كتاب اهدا مي‌شد.

جوانان علاقه‌مند بعد از خريد اين كتاب‌ها، كتاب را براي بارها مي‌خوانند (حتي اقدام به حفظ اشعار انگليسي آن مي‌كنند) و همراه با كتاب كليپ‌هاي غيرمجاز گروه مربوطه را از طريق سي‌دي‌‌هاي قاچاقي يا ماهواره تماشا مي‌كنند.

بعد از خواندن اين كتاب‌ها، علاقه‌مندان اطلاعات و نظرات خود را درباره گروه و اشعارش در ميتينگ‌هاي گفتگو، يا در پارك‌ها و يا چت‌روم‌هاي اينترنتي رد و بدل مي‌كنند.

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت19:10توسط ریحانه و سارا | |

 

 

برای شخصی مکاشفه شد و  امام رضا (ع) را در خواب دید که تن و صورت

 ایشان با زخمهای شمشیر مجروح شده

 جلو رفت به اقا گفت: اقا جون شنیده بودم شما رو  با زهر به شهادت

 رساندند پس این جراحتها.....؟

 امام رضا (ع) می فرمایند: درست شنیدی اما وقتی در حرمم نامحرمان

همدیگر رو نگاه می کنند هر نگاه انهازخمی است بر بدن من

***

 چقدر بر  بدن امام زمانمون  زخم زدیم ؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت20:40توسط ریحانه و سارا | |

سلام به دوستان غم دوست

ما سعی میکنم به همه کامنتها جواب بدیم اما بعضی دوستان اسم وبلاگشون رو اشتباه وارد کردند

اگر به کسی سر نزدم بداند  قصد کوتاهی به لطف همیشگیشون رو  نداشتم 

متشکرم

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت13:45توسط ریحانه و سارا |

  مخاطبان موسيقي‌ متال

علاقه‌مندان موسيقي متال داراي گروه سني مشخصي هستند. اين رنج سني از حدود 14تا 12 سالگي شروع و عموما به 30تا 28 ختم مي‌شوند. بندرت اتفاق مي‌افتد كه اين جوانان بعد از سن 30 سالگي يا ازدواج، به علاقه‌مندي خود به اين موسيقي‌ها ادامه دهند.

سن شايع علاقه‌مندان 24 تا‌16 مي‌باشد و نسبت حضور دختران به پسران در اين موسيقي حدودا يك به 10 مي‌باشد و اين به خاطر سبك و شكل اين موسيقي و يا حتي ضد زن در اين موسيقي است. دختران كمتر به موسيقي متال و بيشتر به موسيقي رپ علاقه‌مندند.

عده زيادي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها توسط دوستان جنس مخالف خود جذب اين موسيقي‌ها مي‌شوند و عموما اطلاعات غلطي از اصل و ريشه اين موسيقي‌ها دارند.

بعضي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها جهت حفظ سلامت جنسي خود سعي مي‌كنند به صورت فردي و بدون ارتباط با پسران با اين موسيقي‌ها در ارتباط باشند.

بيشتر علاقه‌مندان از نظر روحي و شخصيتي داراي ويژگي هاي خاصي هستند. آنها دوست دارند متفاوت از ديگران به نظر برسند. آنها عموما از نظر رواني سالم نيستند يا به طور كلي از معيارهاي عمومي سلامت روحي رواني درجامعه سطح پايين‌تري دارند. آنها از نظر خانوادگي نيز داراي مشكلات خاصي هستند و عموما از طرف خانواده دچار فشارها يا تنش‌هايي هستند. غالبا روابط جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها با پدر و مادر يا افراد خانواده تيره است و حتي عده‌اي خانواده را به طور كامل ترك كرده‌اند.

علت علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها

عموما جوانان به علت مجاورت با اين موسيقي‌ها از طرف دوستان، برادر و ... به آن جذب مي‌شوند و كمتر مي‌توان گفت كه در آنها علاقه يا استعدادي ذاتي به اين موسيقي‌ها وجود دارد چرا كه اين موسيقي‌ها با فطرت انساني همخواني ندارند و با آن در تعارض هستند.

حتي عده‌اي از طرفداران اين موسيقي واقعا علاقه‌اي به اين موسيقي ندارند ولي براي جلب توجه به زور هم كه شده سعي دارند خود را به آن علاقه‌مند كرده و خود را طرفدار آن نشان دهند. آنها حتي براي ايجاد كردن علاقه در خود به تمرين و خود آزاري هم مي‌پردازند. علت اصلي ورود به اين موسيقي‌ها از طرف جوانان خود نمايي و جلب توجه است.

در مرحله دوم جذابيت‌هاي رسانه‌اي اين نوع موسيقي‌هاست. (خشونت، سكس و...) در مرحله بعدي فضاهاي جنسي اين موسيقي‌هاست كه علاقه‌مندان از طريق آن مي‌توانند وارد محيط‌هاي پر خطر شوند و در مرحله بعدي، روحيه اعتراض، عصيان، گريز، انكار و ... نهفته در اين موسيقي‌هاست.

چگونگي ورود به اين موسيقي‌ها

بيشتر جوانان از گروه‌هاي ساده و كم خطري مانند متاليكا (هوي متال) كه بيشتر داراي اشعار اجتماعي است شروع مي‌كنند اما كم‌كم تحت تاثير تحريك و تشويق دوستان به گروه‌هاي پرخطر بلك متال وارد مي‌شوند.

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت12:0توسط ریحانه و سارا | |

 

 

غم هجران

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت8:48توسط ریحانه و سارا |

شيطان‌پرستي در ايران تنها از طريق موسيقي بلك‌متال طرفداراني را جذب خود كرده است و دليل گرايش برخي جوانان به آن نيز نفوذ اين موسيقي به داخل كشور است.

اين نوع شيطان‌پرستي از طرف شيطان‌پرستان حقيقي با نام شيطان‌پرستي تفنني شناخته مي‌شود؛ چرا كه بعضي از خصوصيات و اصول شيطان‌پرستي كليسايي را دارا نبوده و بيشتر محصول صنعت موسيقي و جذابيت‌هاي نمايشي همراه با آن است.

البته ناگفته نماند كه در ايران تعداد كمي شيطان‌پرست واقعي يا كليسايي نيز وجود دارد كه عموما از نظر سني بالاي 30 سال دارند و عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند.

آنها در تلاش هستند برخلاف شيطان‌پرستان موسيقيايي، اعتقادات خود را پنهان كنند. در ايران و خارج از آن گروه‌هايي هستند كه به اشتباه از طرف مردم به عنوان شيطان‌پرست شناخته مي‌شوند. اين دسته گروه‌هايي هستند كه رويكرد خاصي به خدا و اديان دارند و اصلا گرايشات شيطاني ندارند. مثلا گروه‌هاي ضدمسيحي كه عده‌اي از آنها منكر وجود حضرت مسيح نيستند و با مسيحيت رواج يافته در عصر حاضر مشكل دارند. اين گرايش‌ها در مورد اديان ديگر هم صادق است. در مورد خدا نيز عده‌اي هستند كه اصلا گرايشات شيطاني نداشته بلكه ديدگاه‌هاي خاصي درباره وجود خدا دارند. مثلا گروهي كه طبيعت‌پرست هستند و...

بهتر است علاقه‌مندان موسيقي متال را به 2 گروه عمده تقسيم كنيم:

1 - گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال هستند ولي شيطان‌گرا نيستند. اين گروه ممكن است هرگز وارد جريان‌هاي شيطان‌گرا نشده باشند يا اين كه زماني در گذشته آن هم در سنين جواني وارد گروه‌هاي شيطان‌گرا شده‌اند، ولي در حال حاضر گرايشات شيطاني ندارند.

اين گروه عموما از نظر سني، تحصيلات و وجهه اجتماعي در سطح بالاتري از گروه دوم قرار دارند.

اين گروه بيشتر از آن كه شيطان‌گرا باشند، افراد فاقد گرايشات مذهبي و عده زيادي از آنها لائيك هستند.‌

اين گروه در كشور بيشتر در بين نويسندگان، نوازندگان يا خوانندگان حرفه‌اي اين موسيقي ديده مي‌شوند و بيشتر فعاليت‌هاي تبليغي يا فرهنگي موسيقي متال توسط اين گروه انجام مي‌پذيرد.

اين افراد كمتر در پارتي يا پارك‌ها يا فعاليت‌هاي گروهي شركت مي‌جويند و رفتارهاي ضداجتماعي و ضداخلاقي در بين آنها كمتر ديده مي‌شود. اين افراد بيشتر در حد لباس و مد و تيپ با گروه دوم شباهت دارند و سعي دارند از برخوردهاي جلف و نمايشي پرهيز داشته باشند.

2 گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال و شيطان‌گرا هستند. اين گروه به قول افراد گروه اول، غيرحرفه‌اي هستند چرا كه با اين موسيقي برخورد محتوايي دارند و بيشتر جذب نمايش‌ها و شوهاي همراه با اين موسيقي شده‌اند.

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت22:4توسط ریحانه و سارا | |

 

شنیده ایم

گفته اند

مردی می آید

دَمش

سپیده دم

در دستانش

تیغی دو دم

به بُرندگی عدالت

به پیش چشمانش

خورشید

به اشتیاق عاشقی

هر روز

سینه چاک می کند

و در خون می نشیند!

زمان

جیره خوارِ خوانِ چشمِ اوست!

مهتاب

پرتویی

از آیینه ی پیشانیش

قامتش

قیام قیامت است

ـ به شکوه ـ

و بر شانه هایش

کوله باری

به سترگی آلام و آرمان بشری!

و بر لبش

گل خورشید

ترجیع وار زمزمه می کند

سرود مهر را!

می آید

تا سرآپرده های جهل، نقص

پلیدی و بی خردی را

همراه با جسد ظلم

به آتش کشد

می آید

شب را

باتلاق شب را

باتلاق متعفن و لجن آلوده ی شب را

با گل یاس پر کند!

می آید

با مفتاح هفتاد باب دانش

در مُشت!

می آید

انسان ضعیف را

بال گشودن آموزد

می آید

انسان زیانکار را

از عادت، ماندن، در جازدن و پوسیدن

به شکوفا شدن

سوق دهد

می آید

انسان را

انسان حیوان را

حیوان مدرن را

حیوان مدرنِ شهوتِ پرستِ درنده خو را

آدمیت، مهربانی

و عاشقی

آموزد

می آید

با زورقی

در شط شراب

با احساس می آید

شور و سرور و طرب و مستی ـ مستیِ راستی ـ

هم پای اویند

می آید

تا مذاق انسان را

زیبایی بچشاند

تا او را چون خود

ستاره ای درخشان کند!

او نور است

نورِ خاندانِ لاهوت نشین

می آید

غبار خاک را

از دامن ما خاک نشینان

پاک کند

می آید

تا روح را

با نردبان عشق

تا تجلی گاه مهر

هدایت کند

آخر او خود هدایت شده است!

شنیده ایم

می گویند

مردی می آید

با سینه ای

در خور آیینگی

جمال و جلال را!

( هدهد میرزا)

http://forughesimorgh.blogfa.com

 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت19:55توسط ریحانه و سارا | |


* علت اصلي گسترش خودكشي ميان شيطان پرستان چيست؟
شيطان پرستي به انسان مي آموزد كه بايد روح خود را با خودكشي به شيطان هبه كرد. با گذشتن از مهمترين هديه خداوند كه همان جان انسان است بايد روح خود را در اختيار شيطان قرار دهي. بايد تنها فرصت زندگي ات را به شيطان بفروشي با ناديده گرفتن عدالت الهي و افق اميد به آينده زندگي كه پيشروي يك جوان وجود دارد.
* شيطان پرستان در چه حوزه‌ها و عرصه‌هايي به فعاليت مي‌پردازند؟
سينما، يكي از مهمترين حوزه‌هاي فعاليت شيطان پرستان است. از موسيقي براي ترويج و تبليغ نهايت استفاده را مي برند. ورزش هم از حوزه‌هايي كه شيطان پرستان در آن فعاليت دارند البته به صورت پنهان اقدام مي‌كنند، برخي از ورزشكاران مطرح در غرب پيرو شيطان پرستي هستند و عده‌اي ديگر از اين ورزشكاران خود را در حيطه اي كه منجر به شيطان پرستي است قرار مي‌دهند.

شاخه‌هايي از شيطان پرستي و حتي برخي مكاتب نوپديد ديني با صهيونيسم در ارتباط هستند به لحاظ مالي از صهيونيستها كمك مي‌گيرند البته نمي‌توان همه مكاتب نوپديد ديني را به صهيونيسم ارتباط داد. نگاهي كه همه چيز را در اين عرصه توطئه‌آميز ببيند پژوهشگرانه و علمي نيست.مداركي وجود دارد گواهي مي‌دهند كه صهيونيستها در كمك و مساعدت به شيطان پرستي و ديگر فرقه‌هاي نوظهور، از هيچ كوششي دريغ نمي‌كنند. عرفان يهودي كه تحت عنوان قباله يا اصطلاح انگليسي آن «كابالا» است، زمينه‌هاي، مكاتب نوپديد ديني و از جمله شيطان‌پرستي را فراهم مي‌كند. عرفان عدد، عرفان نماد، عرفان قدرت پيدا كردن در هستي، عرفان تصرف در كائنات در معناي منفي خودش، از جمله مواردي است كه بشر گسسته از عالم معنا به دنبال آن است. بشر گسسته از خدا، به دنبال نوعي اقتدار مجازي است كه البته هيچ‌گاه به آن دست نخواهد يافت، به دليل اينكه تنها وهم و سرابي از اين اقتدار را تجربه كرده است.

البته فراماسونري، شيطان‌پرستي نيست. فراماسونري دسيسه‌ وسيع سياسي و اجتماعي است، براي به انحراف كشاندن نخبگان يك جامعه است. هر چند بخشي از اقدامات فراماسون‌ها مي‌تواند شيطان‌پرستي و يا استفاده از نمادهاي شيطاني و يا مجاز شمردن برخي از اعمال شيطان‌پرستان باشد. صهيونيسم، در پي‌رخنه در اديان كلاسيك است، صهيونيسم، خود يك مكتب نوپديد ديني است و موقعيتي مجازي و خود ساخته دارد و از مكاتب وهمي است. هرجا كه نداي تفرعن و نداي تاريكي و رذالت به ميان مي‌آيد، در پس‌پرده و نقاب، صهيونيسم مخفي شده است. ثروت، رسانه‌ها و موقعيت خاص رسانه‌اي ابزار هاي اصلي صهيونيست‌هاست. دستاوردهاي خاصي كه از همكاري و همراهي رسانه و صهيونيسم، در قالب فيلم ، موسيقي، كتاب، مجلات و عكس بدست مي‌آيد و بهره‌ي كه حاصل مي‌شود ، همگي حكايت از پشتيباني صهونيست‌ها در اين عرصه دارد. صهيونيست‌ها غير حقيقي هستند و هرجا كه غيرحقيقتي وجود دارد، خودشان را با آن همراه كنند. صهيونيسم يك انحراف ديني است.

*در شيطان‌پرستي، با عناويني چون كليساي شيطان، انجيل سياه و... كه برگرفته از مسيحيت است برمي‌خوريم، علت چيست؟
اناجيل اربعه، تنها دستاورد جدي و قابل پذيرش در عالم مسيحيت هستند. انجيل هفتاد سال پس از مصلوب شدن عيسي، نوشته شده است. يك فاصله تاريخي بين عيسي (ص) و انجيل وجود دارد. در كنار انجيل‌هاي قانوني، شاهد انجيل‌هاي غيرقانوني و غير رسمي (اپوكريفا) هم هستيم. اين انجيل‌ها كه تعداد فراواني هم دارند، در ميان «مورمون‌ها»، «متديست‌ها» و حتي در فضاهاي غير رسمي پروتستان‌ها هم وجود دارد، مي‌توان يك كتاب جديد به نام انجيل شيطان (bible of satan) هم وجود داشته باشد. حوزه اناجيل اين فرصت را فراهم مي‌كند تا هركسي بتواند به نام انجيل و عيسي سخني بگويد و از حقيقت ندايي در بياورد!

اسلام تنها ديني است، كه پيامبر بر سر متن دين ايستاده و از ابتدا و تا انتها به واسطه‌اي اين كه متون كاملاً الهي هستند، نظارت كرده و نوشته شده است. به همين دليل است كه در اسلام كمترين جنبش‌ها و مكاتب‌ ديني را شاهد هستيم. معدود مكاتبي هم كه وجود دارند ناشي از فعاليت و خواست استعمار است. بهايي‌ها و وهابيون، با حمايت و پشتيباني آمريكا، انگليس و صهيونيست‌ها بوجود آمده‌اند. بيشترين مكاتب نوپديد ديني در آيين مسيحيت بوجود آمده است.

*علت پيدايش اين همه مكاتب نوپديد از آيين مسيحيت چيست؟
حضرت مسيح، غير از چند مورد معدود، هيچ‌گاه خود را پيامبر معرفي نكرده، ثانياً انجيل‌ها پس از مصلوب شدنش نگاشته شده‌اند، ثالثاً تشتت در كليساهاي مسيحي و تلاش برخي براي اينكه با زبان خود و فهم خود، با مسيح همراهي كنند، مزيد بر علت شد تا اين آتش افروخته‌تر شود. امروزه كليساهاي فراواني وجود دارند كه هيچ‌كدام ديگري را به رسميت نمي‌شناسند. در چنين فضايي تشتت و مسمومي، امكان روييدن قارچ‌هاي سمي هم وجود دارد.

*وضعيت شيطان‌پرستي در جوامع اسلامي را چگونه مي‌بينيد؟
در كشورهاي عربي، به دليل نگرش سنت و يا همان سني بودن، در نسل‌هاي گذشته، شيطان پرستي جايگاهي نداشته است، در نسل‌هاي جديد، مگر به واسطه ماهواره، اينترنت و ديگر وسايل ارتباط جمعي،شايد تا حدي ورود پيدا كرده باشد، شيطان‌پرستي در كشورهاي عربي جايگاه مستحكمي ندارد.

* براي جلوگيري از گسترش شيطاني پرستي و ديگر مكاتب نو پديد و عرفاني‌هاي دروغين چه بايد كرد؟
دفاع عارفانه از دين، بهترين و مهمترين عامل است. پرداختن به پرسش‌هاي جديد جوانان بدون هيچ محدوديت و هيچ انگ و برچسب تخريب‌كننده‌اي ، پذيرفتن اين نكته كه دين در همه زمان‌ها و مكان‌ها و در ميان همه اقشار مي‌تواند حرف نو و جديدي براي گفتن داشته باشد، بايد هنر استخراج اين يافته‌هاي نو را داشته باشيم. و از همه مهمتر آشنايي عالمان و حاكمان ديني، با مكاتب نوپديد و انحرافات آنهاست. همراهي بيشتر با جوانان و شفقت بيشتر با طيف جوان كه مملو از انرژي، زندگي و در عين حال متفاوت بودن است.البته بايد حساسيت بيشتري را نسبت به موضوعات و مسائل اعتقادي و عرفاني جامعه و جوانانمان داشته باشيم.

گفتگو با حجت الاسلام ادبي
حجة‌السلام و المسلمين محمد جواد ادبي دانشجوي دوره دكتراي دين شناسي تطبيقي‌ست،‌ كه به صورت تخصصي مكاتب نوپديد ديني را مطالعه مي‌كند

 ادامه دارد....

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت11:55توسط ریحانه و سارا | |

اديان مختلف آيين‌ها، مناسك، مراسم خود را دارند، آيين‌ و مناسك شيطان پرستي چيست؟ و پيروان شيطان در مناسك خود چه اعمالي را انجام مي‌دهند؟

براي آشنايي بهتر لازم است نگاهي به كليساي شيطان بيندازيم. كليساي شيطان در سال 1966 در شيكاگو توسط «آنتوان لوي» بنيان گذاشته شد. لوي در 30 آوريل همين سال خود را «اسقف اعظم كليساي شيطان» مي‌نامد و لقب پاپ سياه را براي خود برمي‌گزيند. در كليسا قرار مي‌گيرد اما اعمال غير متعارفي را انجام مي‌دهد. اعمالي چون استفاده و نوشيدن خون، غسل تعميد با خون و استفاده از اجساد مردار حيوانات جزيي از شعائر آنها به شمار مي‌رود. به بيان دقيق‌تر؛ زناي با محارم، تجاوز و سوء استفاده جنسي كودكان در انظار عمومي، عريان شدن در ميان جمع همراه با رقص آتش، همراهي با موسيقي دهشتناك و مدرن و استفاده از نمادهايي كه گاهي صهيونيستي است، بخش ديگري از شعائر شيطان پرستان است. استفاده از مشروبات الكلي، مواد مخدر و موادي كه در زندگي مورد توجه نيستند و اكثرا ناپاك به شمار مي‌روند در شيطان‌پرستي مباح است. در واقع در اين آيين ناپاكي جايگزين پاكي مي‌شود. در اين آيين هيچ‌گونه، حريم و يا خط قرمزي وجود ندارد. مسئوليت‌پذيري انسان ناديده گرفته مي‌شود، همه چيز در زمان حال وجود دارد. مردان زن پرست، دختران تن پرست، چشمان هرزه بين، گام‌هاي هرزه پو.


با اين تفاسير جوانان بايد آگاهانه لباس بپوشند، اما اين آگاهي به طور صحيح و اصولي به جوانان ارائه نشده است؟

شيطان پرستي به معناي ديني و حتي فلسفي آن در كشورمان، طرفداران بسيار اندك و ناچيزي دارد. اما به لحاظ نمادها، در سطح شهرها، نمادها و پوشش‌هاي شيطاني مشاهده مي‌شود.
در گفت وگوهايي كه با جوانان با پوشش‌ها و تيپ‌هاي شيطاني داشته‌ام همگي اقرار كرده‌اند هدفشان از اين نوع پوشش فقط متفاوت و متمايز بودن از ديگران است. اصلا از موضوعي به نام شيطان‌پرستي اطلاعي ندارند، با اين تفاسير آنان شيطان‌پرست نيستند. مد هميشه معناي منفي ندارد و در صورتي كه به سنت‌ها، باورها، تاريخ و هويت‌مان بازگردد، مثبت مي‌شود. مد اگر به صورت غذايي نيم خورده از غرب به ما برسد، موجب مي‌شود تا آن غذاي نيم خورده را نشخوار كنيم.

* آيا آماري در زمينه شيطان‌پرستي و جايگاه و تعداد آنان در كشور وجود دارد؟

آمارهاي رسمي و غيررسمي كه در اين زمينه در دسترس پژوهشگران وجود دارد، نمايانگر اين است كه در كشور، مجالس و مهماني‌هايي به نام شيطان و شيطان‌پرستي برگزار مي شود. در اين مهماني‌ها بيشتر، موسيقي‌هاي راك، هوي متال و موسيقي هايي كه خشونت در آن مجاز مي باشد به همراه رقص‌هاي آتش، استفاده از مشروبات الكلي، مواد مخدر صنعتي و روانگردان نمايان است.

اگر دستاوردهاي عميق عرفان اسلامي به جوانان معرفي شود و پوچي و تهي وارگي شيطان پرستي را نمايان كنيم، شاهد ريزش پيروان هر چند ناچيز شيطان پرستي خواهيم بود.
هدف اصلي شيطان پرستي، پوچ جلوه دادن زندگي بشري و ناديده انگاشتن معنويت و به محاق بردن پروردگار عالم ، معلق نگه داشتن جوان ايراني بين زمين و آسمان و معلق ميان دين و خانواده، معلق بين اسلام و ايران، معلق بين حقيقت و مجاز است تا به پوچي برسد. اكثر افرادي كه پيرو شيطان پرستي هستند در نهايت به پوچي رسيده و خودكشي مي‌كنند.

* آمار قطعي و يا به صورت درصدي وجود ندارد؟
البته، آمارهاي دقيقي در برخي زمينه‌ها وجود دارد. اما شيطان‌پرستي آن‌گونه در انگلستان،‌آمريكا و كشورهاي غربي وجود دارد به هيچ‌وجه و با آن شدت و گستردگي در ايران وجود ندارد. شيطان‌پرستي در ايران در سطح نمايش و نمادها جلوه‌گري مي‌كند. تعداد افرادي كه به معناي خاص شيطان‌پرست باشند بسيار ناچيز و انگشت‌شمار است.

ادامه دارد.....

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت13:38توسط ریحانه و سارا | |

 

خدا مرا ز ولای علی(ع) جدا نکند

من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند!

به آنچه در حق من می کند خوشم،اما

خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد

نمی شود که نگاهی به اشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می کند اقرار

دل شکسته علی(ع) را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد

اگر اشاره به دست گره گشا نکند

سزد به حضرت او منصب یداللهی

که غیر او گره از کار خلق وا نکند

*

مرا حواله به لعل لب مسیح مده

که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قدر اندری لیالی قدر

مرا به هجر تو این قدر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت؟

که کشته تو دمی فکر خونبها نکند

 

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت12:55توسط ریحانه و سارا | |

 

شب قدره اومدم امشبرو ردم نكن ... روی خوش نشون بده بين خوبا بدم نكن

شب قدره اومدم حاجتمو روا كنی ... خيلی من گناه دارم برای من دعا كنی

اگه يك نگام كنی كه جايه دوری نمی ره ... اخه اينو می دونی يه عمره كه دل اسيره

چی ميشه وقتی آقا قرآن و بر سر می زاره ... يا كه اسم مادر و حيدرو بر لب مياره

وقت گريه كردناش مهدی منو دعا كنه .... می دونه مريضشم درد منو دوا كنه

شب قدره اومدم قلب منو شفا بدی .... به من بد  خدا جون برات كربلا بدی

 

 

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت12:5توسط ریحانه و سارا | |

 

چشم هایم دیگر از آن من نیستند...

 

هیچ نمی خواهند... جز تو !

 

چشم براه کسی نیستند ... جز تو !

 

پس بیا ای گل نرگس !

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت9:50توسط ریحانه و سارا | |

* انسان، به فطرت خود وابسته است و در پي تمناي اين فطرت به معنويت‌هاي نوگرا گرايش مي‌يابد، اين معنويت‌ها به دنبال چه هستند؟ چه چيزي را مي‌پرستند و چه آيين‌‌هايي دارند؟

از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود ، به كجا مي‌روم، آخر ننمايي وطنم


به پرسش‌هاي اين شعر در اديان الهي پاسخ‌هاي روشني داده شده است، اما برخي از زمينه‌ها باعث شد كه برخي از اديان كلاسيك به پس‌زمينه زندگي انسان مدرن رانده شوند و توانايي پاسخ‌ دادن به سؤالات امروزي بشر را نداشته باشند. زمينه را براي مكاتب نوپديد ديني فراهم كرد تا به پرسش‌هاي غايي انسان پاسخ دهند. پرسش‌هايي كه مي‌كوشيد، خدا را در درون انسان‌ها حاضر كند و در پاسخ‌هاي خود تلاش مي‌كرد، فضاي زندگي بشر امروز را به نوعي آرامش زودگذر ارتباط دهد.

مكاتب نوپديد ديني در پي پاسخ‌هاي غايي انسان بوده و هستند، اما اين پاسخ با مسير اديان الهي و يا اديان كلاسيك يكي نبود ، بلكه راه‌ متفاوتي را در پيش‌ گرفتند. اديان كلاسيك به واسطه برخي مسائل نتوانستند خود را به‌روز كنند و يا به‌روز شدن‌شان با مسائل زندگي امروز هماهنگ نشد

هرچه پيش مي‌رويم،اديان نوظهور، حضورشان را در زندگي امروز، بيشتر تحميل مي‌كنند؛ اولاً به دليل اينكه شريعت خاصي ندارند، ثانياً بخش خاصي از جامعه را هدف قرار نمي‌دهند و ادعاي جهاني دارند. ثالثاً آيين‌ها و آموزه‌هايشان بسيار ساده و با زبان امروزي و در دسترس است، رابعاً مدعي‌اند، راهي كه پيامبران كلاسيك نتوانستند فراهم كنند، در دوران مدرن با پيامبران جديد پيش‌روي انسان قرار دارد.



*راز پرستش شيطان چيست؟

قدرتي كه بشر امروز با شيطان‌پرستي به دنبال آن است با اقتدار معنوي تفاوت دارد، قدرت شيطان‌پرستي، قدرت زودگذري است كه در فضاهاي مختلف نمي‌تواند خودش را در بالاترين جايگاه قرار دهد اما اقتدار معنوي به واسطه پشتوانه و جايگاهي كه نسبت به خداوند عالم و نسبت به وحي الهي دارد، هميشه در بالاترين موقعيت مي‌ايستد.

نور خداوند هميشه - حتي اگر مشركان نخواهند- انتشار مي‌يابد. رسولان الهي آمده‌اند تا نور و شفقت الهي را گسترش بدهند. علت اينكه چرا انسان‌ها در دوران مدرن دنباله‌رو شيطان مي‌شوند و شيطان پرستي را ملجا خود قرار مي‌دهند،دلايل مختلفي دارد، بخشي از آن تحليل رواني دارد و بخش ديگري نيز تحليل ديني و جامعه شناختي است. انسان‌هايي كه از درون، افسار گسيخته هستند و به آرامش دروني و آسايش بيروني دست نيافته‌اند به دنبال ملجا و جايگاهي براي جبران افسار گسيختگي شان هستند، شيطان پرستي بهترين ملجا و پناه براي اين افراد است.

در شيطان پرستي همه چيز مجاز است، در اين آيين سياه، هر نوع لباس و پوشاك و هر نوع خوراكي مجاز است و هر نوع رفتار و ادبياتي بدون محدوديت و بدون هيچ ساختار مشخصي آزاد است.

انسان افسار گسيخته‌اي كه از محدوديت فراري است و مسئوليت اعمال خود را به هيچ عنوان نمي‌پذيرد، بهترين ملجا و پناهش شيطان پرستي است. شيطاني كه از عالم تاريكي و عمق بدي و پلشتي، ندا مي‌دهد كه آزادي مطلق و هر آنچه كه مي خواهيد نزد من است. به سوي من بياييد بدون هيچ محدوديتي. شيطان با شيپور انكار خودش بسياري از انسانهاي برون جسته از فضاي وحداني را به سمت خود مي‌كشد و موجب مي‌شود تا شاخه‌اي در دين پژوهي تحت عنوان «شيطان‌پرستي» بوجود بيايد يا به بيان دقيق‌تر كليساي شيطان شكل بگيرد. هر چند در نگاه ديني، شيطان ناديده انگاشته مي‌شود.

 

ادامه دارد.....

+نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت10:32توسط ریحانه و سارا | |

شيطان‌پرستي، به عنوان يكي از اين مكاتب نوپديد ديني است كه بحث اصلي اين گفت‌وگو نيز مي‌باشد.شيطان كيست و يا چيست؟ از انسان چه مي‌خواهد؟ انسان از پرستش شيطان چه هدفي را دنبال مي‌كند؟

شيطان دشمن سرسخت انسان كه از خلقت حضرت آدم تا به امروز پي در پي با او به مخالفت پرداخته، اهميت شناخت و نحوه مواجهه با او از موضوعات مهم قرآني است. در قرآن درباره شيطان آمده است: شيطان موجودي از گروه جنيان است ( كهف 50)، چون جنيان از جنس آتش بي دود هستند بنابراين شيطان نيز از آتش است ( حجر27، الرحمن15)، او در مقابل رب دست به طغيان زد( مريم 44)، و به او كفر ورزيد ( اسراء27)، علت كفر و عصيان او در مقابل خدا به دليل تمرد از سجده به پاي انسان بود (بقره 34)، چون انسان به اسماء الهي آگاهي يافته بود و شيطان از اين علم بي بهره بود (بقره21)، او جنس خود را كه از آتش بود برتر از خاك كه جنس آدم است مي داند و بر اين اساس كينه و دشمني انسان را سخت به دل گرفته است ( اعراف22، يوسف 5، اسراء53 ، فاطر6 ، زخرف 62)، و با سركشي كه به درگاه رب نموده است (نساء117)او را وادار به دخالت در كار خدا بدون داشتن علم و آگاهي كند( حج 3)، دشمني خود را با آدميان به رخ آنها بكشد ( زخرف 62)، آنها را وادار به طغيان و اغوا كند (اعراف 175)، و حتي با داشتن علم الهي نيز ممكن است اين طغيان و اغوا صورت پذيرد او سعي مي كند به وسيله انسان خلقت خدا را دگرگون كند( نساء 119) و سعي مي كند كه حزبش را بر جهان مسلط كند ولي خداوند حزب او را دچار خسران مي كند ( مجادله 19)، و نهايتاً سعي مي كند كه با مسخ كردن انسان و تصرف او، عذاب خدا را برا او جاري سازد (ص41)، و او را به سوي عذاب سعير سوق دهد ( لقمان 21)، در دلش دائماً حزن و اندوه جاري سازد ( مجادله 10)، آنها را از آخرت بي اعتقاد گرداند و در قيامت آنها را در كنار خود محشور ببيند ( مريم 66 الي 68).

شيطان در تمام داستان‌هاي كهن و در تمامي اديان وجود دارد، شيطان آمده است تا انسان خليفه‌الله نباشد. شيطان بسان تاريكي مطلق در مقابل روشنايي و نور رحمت الهي است. هر چند در ابتدا بشر سعي داشت تا از شيطان دوري كند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزي در پي فنا شدن در نيروي شيطان است.

*معنويت گمشده بشر در قرن اخير است، علت بازگشت انسان به معنويت چيست؟


هرجا كه سر زدم همه در مرز بودن است كو مرز تازه‌اي كه فراتر ز بودن است .


انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقليم و مملكت روح است. در فضاي زندگي مدرن همه دستاوردهاي زندگي بشري در اعلي جايگاه خود محقق شده است، دوران مدرنيته، دوران سيطره، كميت است. دوراني است كه در فضا و موقعيت بشري، فقدان امكانات و دستاوردهاي علمي بر بشر تحميل نمي‌شود بلكه در فضاي مدرن و موقعيت‌ جاري امروز، نوعي تفرعن را بوجود آورده كه اين تفرعن موجب شده تا به تعبير كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان به‌سايد و در برابر خداوند سركشي كند. سركشي انسان در دوران مدرن و در فضاي زندگي امروز، از جانب ديگري فقدان معنويت را هم به بار آورده است، يعني انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عين حال نمي‌تواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نمي‌بيند، هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها بدهد. اين اقليم، اقليم گم شده روح است.اگر دوران قرن بيستم را به تعبير نيچه، دوراني بدانيم كه خدا مرده است و در عين حال ديوانه‌ نيچه با شمشير آخته در شهر، فرياد مي‌زند: كه خدا را كشته‌ام.

امروزه، مكاتب نو پديد ديني قرار است انتقام خداوند را بگيرند. اگر دوران قرن بيستم، دوران زير راديكال بردن خدا و كشتن او بود، قرن بيست و يكم، قرن انتقام الهي است، اين انتقام الهي، در فضاي اديان كلاسيك وجود ندارد، خداوند در اين اديان رحمت خود را يك‌سره بر زندگي انسان گسترانيده و اين رحمت تداوم داشته و خواهد داشت.

مكاتب نوپديد ديني، كه به دنبال معنويتي فراتر از معنويت اديان كلاسيك هستند، معنويتي را دنبال مي‌كنند، كه آموزه‌هاي فقهي ندارد، شريعتي به معناي اخص ندارد، دستاوردهاي خاص حرام و حلال و بايد و نبايد ندارد، با اين تفاسير پيروان اين مكاتب مي‌گويند، عصر انتقام الهي فرا رسيده و آن خداوندي را كه شما در گذشته كشتيد امروز در قرن بيست و يكم مي‌خواهد انتقام بگيرد. در نتيجه مكاتب نوپديد ديني بوجود مي‌آيند.

مكاتب نوپديد ديني از معنويت مي‌گويند، اما معنويت آنها، ملغمه‌اي‌ست از راست و دروغ ، بين عالم فيزيك و متافيزيك است و سعي مي‌كند بين اين دو ارتباط برقرار كند. در اين بين معنويت نقش پل ارتباطي را ايفا مي‌كند.

ادامه دارد...

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت17:45توسط ریحانه و سارا | |

   

 قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

سارا

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت22:0توسط ریحانه و سارا | |